«مادرشو» با افزایش آگاهی و اطلاع‌رسانی متناسب، به زنان این سرزمین کمک می‌کند تا برای سلامت جسمی، روحی و باروری خود تلاش کنند و سلامت جنین و فرزندشان را حفظ کنند. با پیوستن به خانوادۀ مادرشو، اطلاعات متناسب با وضعیت سلامت شما در اختیارتان قرار می‌گیرد.

امروز عضو شوید و ۳ ماه بیمه مجانی هدیه بگیرید

رویای عدالت در پستوی خانه

در شرایط جنگ و درگیری زنان چگونه از حقوقشان دفاع می‌کنند؟

{عنوان مطلب}
مهناز محمدی
مهناز محمدی

دبیر مادرانه

کشوری را تصور کنید که وزارت زنان دارد، خبرگزاری و شبکۀ تلویزیونی اختصاصی زنان در آن فعال است، زنان در آن سمت‌هایی مثل وزیر، نمایندۀ مجلس، خلبان، ورزشکار و حتی رانندۀ تاکسی دارند، قانوناً ۲۵ درصد مجلس پارلمان را باید زنان تشکیل دهند و رقیب اوباما برای جایزه صلح نوبل از میان این زنان بود. از طرفی دیگر یکی از کشورهایی است که بیشترین آمار خشونت علیه زنان را دارد و امنیت و بهداشت بانوان در آن در وضعیت نامناسبی است. مردسالاری نه تنها در جامعه که در خانواده‌ها هم جاری است و در بعضی موارد زنان با کالا عوض می‌شوند. همۀ این تناقض‌ها را تنها می‌توان در کشوری به نام افغانستان دید که به گفتۀ برخی جنگ و ناامنی در آن قصد تمام شدن ندارد.

وزارت زنان و مؤسسه نسوان

حدود ۶۰ سال پیش مؤسسه عالی نسوان با هدف ارائه‌ٔ آموزش به زنان افغان تأسیس شد و در مدت فعالیت به روشنگری زنان پرداخت. با حمله‌ٔ طالبان به کابل زنان شاغل در این مؤسسه اخراج شدند و جای آنان را مردان گرفتند. دوران طالبان دوران تیره‌ و تار زندگی زنان بود. در این مدت زنان مجبور به خانه‌نشینی شدند و فعالیت‌هایشان در خارج از خانه به حداقل رسید. طالبان زنان را به پستوی خانه رانده بودند. وقتی طالبان سقوط کرد دولت جمهوری اسلامی افغانستان به ریاست حامد کرزی روی کار آمد و مؤسسه‌ عالی نسوان به وزارت زنان ارتقا یافت و به پیشنهاد سازمان ملل، دکتر سیما سمر اولین وزیر این وزارتخانه شد که پس از استعفا هم فعالیت‌های خود در رابطه با آموزش و آگاهی دادن به زنان افغان ادامه داد و نامزد جایزۀ صلح نوبل و رقیب اوباما شد. او بعدها در مصاحبه‌ای گفت: «دائم مرا از کارهایم منع می‌کردند. ۲۳ ساله بودم که شوهرم را بردند و دیگر ندیدمش. برای همین فامیل فکر می‌کردند من باید خانه‌نشین شوم. مرا تهدید به مرگ کردند، اما من در مقابل همۀ آنها ایستادگی کردم تا ثابت کنم یک زن می‌تواند کار کند و توانمندی لازم را دارد. تمام مشکلاتی که برای زنان دیگر افغانستان بود برای من هم وجود داشت با این تفاوت که من زمینۀ درس خواندن داشتم، اما برای همۀ زنان در افغانستان این امکان وجود ندارد.»

13941001000570_photoj.jpg
سیما سمر
عکس از خبرگزاری فارس

راه پیش‌ روی زنان افغان دشوار اما امیدوارکننده بود. تلاش‌ها برای خشونت‌زدایی علیه زنان در خانواده‌های افغان بیش از گذشته شده بود و دائم قوانینی با هدف برقراری عدالت بین زنان و مردان تصویب می‌شد.

زنان افغان که دوران سخت طالبان را گذرانده بودند حالا با حکومت دموکراسی آزادی بیشتری داشتند. به همین دلیل هم پس از وزارت زنان، خبرگزاری بانوان و شبکۀ زن با هدف تغییر اوضاع زنان افغانستان قدم برداشتند. هر دوی این رسانه‌ها با دو رویکرد اطلاع‌رسانی و آگاه کردن نهادها و مردم در مورد وضعیت زنان و همچنین ارائۀ آگاهی به بانوان فعالیت می‌کنند و امیدوارند که با نشان دادن توانایی‌های آنها تبعیض جنسیتی را در این کشور کاهش دهند. حالا در کابل قدم زدن زنان در خیابان بدون روبنده و چادری امری طبیعی است. اما اگرچه در کابل زنان خواننده کنسرت برگزار می‌کنند، در ولایت‌هایی همچون هلمند زنان حق خروج از خانه بدون اجازه‌ٔ شوهر را ندارند و علاوه بر اینها وجود ناامنی و اخبار انفجار و درگیری هر روز از این سرزمین به گوش می‌رسد.

579.jpg
عکس از خبرگزاری بانوان افغانستان

رویای امنیت

سال‌ها جنگ داخلی و تشکیل گروه‌های ریز و درشت تروریستی امنیت را برای مردم افغانستان به یک رویا تبدیل کرده است. سایه‌ ناامنی در کوچه و خیابان حس می‌شود. حتی زمانی که سربازهای آمریکایی مسئول تأمین امنیت این کشور بودند هیچ‌کس خیال آسوده نداشت. برای زنان اما امنیت و آسایش بار معنایی بیشتری دارد. بسیاری از زنان افغان نه تنها در خیابان‌ها و کوچه‌ها بلکه در خانه‌ نیز احساس امنیت نمی‌کنند. از لیلا، دختر مهاجر افغان که بعد از سال‌ها زندگی در ایران به افغانستان رفت و بعد از یک سال دوباره به ایران بازگشت، در مورد امنیت زنان در افغانستان می‌پرسم. او جواب می‌دهد: «در افغانستان برای زنان دو جور ناامنی هست. یک ناامنی،‌ ناامنی عمومی برای همۀ مردم است؛ مثل جنگ و بمب‌گذاری و یک ناامنی برای زنان، وجود مردان بیمار است. خود من در شهر کابل که قدم می‌زدم از همه لحاظ می‌ترسیدم. یک بار در صدمتری من یک انفجار اتفاق افتاد و در بازارها و جاهای شلوغ بارها متوجه شدم که مردان به اعضای بدنم دست می‌زنند. ما به کی گله کنیم؟ به کجا پناه ببریم؟» از لیلا می‌خواهم راجع به زندگی زنان در افغانستان بیشتر بگوید و او ادامه می‌دهد: «وقتی زن باشی برای کسی اهمیتی نداری. اینجا را ببین، در یک خیابان که راه می‌روی هزارتا مطب پزشک زنان می‌بینی، اما آنجا من حتی یک تابلو هم ندیدم، یا مثلاً در شفاخانه (بیمارستان)‌ که بودم دختری پشتوزبان را دیدم که خیلی مریض بود و قسمت زیادی از ریه‌هایش را از دست داده بود. آن دختر گفت پدر و مادرش او را سه هزار دلار به مردی فروخته‌اند و در خانۀ شوهرش به بیماری ریوی دچار شده. اما هیچ‌کس به او اهمیت نمی‌داده و آن‌قدر روی زمین از او کار کشیده بودند که از حال رفته بود. در شفاخانه هم کسی سراغش را نمی‌گرفت. ‌چند روز بعد که دوباره به آنجا رفتم فهمیدم مرده‌ است.»

عقاید قومی و خرافه‌های سنتی در میان جامعۀ افغانستان که سال‌ها جنگ، فرصت پیشرفت را از آنها گرفته به وفور یافت می‌شود. هر روز زنان افغان به دلیل مشکلاتی مخصوصاً مشکلات بکارت، تهمت زنا و امتناع از ازدواج اجباری به دست اعضای نزدیک خانواده مثل همسر یا برادر کشته می‌شوند. عبید مهاجر دیگری است که به تازگی به ایران آمده. فرهنگ مردم ایران در ابتدا برای عبید کمی عجیب بوده. او می‌گوید در ایران زن‌ها خیلی راحت‌تر هستند و مردهایشان به آنها خیلی اهمیت می‌دهند. او تعریف می‌کند: «مادر یک رفیقم برایش یک زن خوش (انتخاب) کرد. ۵۰ هزار دلار خرج عروسی‌شان شد. اما بعد داماد فهمید که دختر باکره نیست. بی‌گپ و سخن دختر را ول کرد و رفت دوبی. دختر هم بدنام شد.»

رسم دیگری که امنیت را از زنان دور کرده رسم «بد دادن» است. در این روش وقتی یک مرد افغان فردی از اعضای خانوادۀ دیگری را به قتل برساند، برای اینکه بین این دو قوم جنگ صورت نگیرد یک دختر از این قوم به فامیل مقتول داده می‌شود که با یکی از اعضای آن فامیل ازدواج کند. در این روش خانوادۀ مقتول به آزار و اذیت دختر می‌پردازند و او را مستحق مجازات گناهی می‌دانند که برادر یا پدرش مرتکب شده‌اند. در فروردین سال گذشته خبر مردی به نام خان‌ولی عادل که به این رسم اعتراض کرده بود در شبکه‌های اجتماعی پیچید. داستان از این قرار بود که بزرگان فامیل خان‌ولی به خاطر قتل، دو دختر به خانوادۀ مقابل داده بودند و حالا که دو نفر از خانوادۀ خان‌ولی کشته شده، آنها از طرف مقابل درخواست ۱۰ دختر کرده‌اند و این موضوع باعث شده بود خان‌ولی عادل به اعتراض دست بزند و از سران کشور بخواهد به پایان دادن این رسم کمک کنند.

12087953076_83158a026b_c.jpg
عکس از سایت سازمان نجات کودکان

بحران حفظ‌الصحه

فرهنگ مردم افغانستان داشتن بچه‌های زیاد است. مثلاً هر خانواده‌ افغان معمولاً بیش از چهار فرزند دارد. بخشی از این فرزندآوری به دلیل نبود امکانات جلوگیری از بارداری است و بخشی دیگر به علاقه‌ افغان‌ها به داشتن فرزند، به خصوص فرزند پسر، برمی‌گردد. بهداشت و مراقبت‌های بارداری مسئله‌ای است که هرروزه جان زنان را در افغانستان تهدید می‌کند. زکیه یک بار در افغانستان و یک بار در ایران زایمان کرده، از او می‌خواهم راجع به تجربه‌ هر دو زایمانش برایم بگوید. او تعریف می‌کند: «در افغانستان شفاخانه (بیمارستان) نزدیک ما نبود و در حاملگی‌ام فقط یک بار به شفاخانه رفتم. بعد که دردم شروع شد به شفاخانه رفتم و بچه‌ام به دنیا آمد. در ایران که حامله شدم هر دو سه ماه یک بار به بیمارستان می‌رفتم و معاینه می‌شدم. در افغانستان برای زایمان به شفاخانه پول ندادیم، اما در ایران ۴۰۰ هزار تومان دادیم.»

دریافت آهن، مواد معدنی و ویتامین در دوران بارداری اهمیت فراوانی دارد و اگر خانمی دچار کمبود آهن یا ویتامین باشد، پزشک توصیه می‌کند که قبل از بارداری این مشکل حل شود. به گزارش سازمان نجات کودکان، حدود ۴۸ درصد زنان در افغانستان دچار کمبود آهن هستند و حدود ۷۵ درصد زنان در سن باروری از کمبود ید رنج می‌برند. در میان زنان باردار هم ۱۹ درصد به کمبود تغذیه دچار هستند که این موضوع سبب افزایش تولد نوزادان کم‌وزن می‌شود. مشکل دیگری که زنان افغان در بارداری با آن مواجه‌اند کمبود پزشک متخصص زنان به خصوص در روستاهاست. از دکتر عاطفه دلاوری، متخصص زنان و زایمان در کابل، در مورد روند بارداری یک زن در افغانستان پرسیدم و او جواب داد: «در افغانستان به خصوص در روستاها زنان اصلأ به دکتر مراجعه نمی‌کنند و زمانی مراجعه می‌کنند که ‌مشکلی بسیار جدی برایشان پیدا شود. حتی ولادت‌هایشان در خانه صورت‌ می‌گیرد. اما در شهر‌ خانم‌هایی‌ که از نظر سواد کمی سطح دانش‌شان بالاست قبل از‌ ولادت‌ و در جریان حمل (بارداری) به دکتر مراجعه‌ می‌کنند‌ و مراقبت‌های دوران بارداری را به خوبی طی می‌کنند. به همین خاطر میزان مرگ‌ومیر طی سال‌های اخیر در بین پایتخت‌نشین‌ها به مراتب‌کاهش یافته، اما بدبختانه در روستاها هنوز هم به شکل اولش جریان دارد. چون بیشتر خانم‌ها در خانه ولادت‌ می‌کنند حفظ‌الصحه (بهداشت) را درست ‌مراعات نمی‌کنند و مراحل‌ ولادت (زایمان) درست صورت‌ نمی‌گیرد و بعضاً به سبب خونریزی بعد از ولادت، عفونت و مشکلات دیگر تا به شفاخانه‌های مرکز رسانده شوند تلف می‌شوند.» دکتر دلواری مشکلات زنان افغان در بارداری را ناشی از سواد ناکافی، ازدواج زودتر از موعد و نبود وقفه بین بارداری‌ها می‌داند و ادامه می‌دهد: «استفاده از لوازم‌ ناپاک در‌ جریان ولادت، مانند جلوگیری از خونریزی مادر و طفل با خاک، شیوع مرض تیتانوس (کزاز) را بیشتر‌ می‌کند.» این متخصص در ادامه مشکل دیگر زنان را این‌طور توصیف می‌کند: «مشکل دیگر خانم‌ها در افغانستان موضوعات فامیلی است. چون‌ بسیاری از زنان شوهرشان به آنها اجازه نمی‌دهند به پیش دکتر‌ مرد بروند و می‌گویند ‌‌ما مرد هستیم و غیرت داریم‌ و نباید خانم ما را کسی ببیند. از طرف دیگر‌ در روستاها به علت ناامنی دکترهای خانم بسیار‌ کم‌ هستند یا اینکه هیچ‌ وجود ندارند و به علت غیرت بیجای شوهر، خانم‌ جان‌ خود از دست می‌دهد.» مسئله‌ٔ دیگر این است که زنانی که دائم مورد خشونت هستند در بارداری هم این خشونت‌ها را تجربه می‌کنند که در برخی موارد باعث مرگ مادر یا جنین می‌شود.

بادغیس مخوف

یکی از ناامن‌ترین ولایت‌های افغانستان برای زنان «بادغیس» است. بادغیس استانی در شمال غرب افغانستان در همسایگی ترکمنستان و هرات است که مردم آن به زحمت معاش روزانه‌شان را تأمین می‌کنند و بیشترین اخبار خشونت علیه زنان از این ناحیه می‌رسد، به طوری که فرشته رفعت، خبرنگار خبرگزاری بانوان افغانستان، می‌نویسد: «به یاد دارم دختری را که شوهرش هر صبح پیش از آنکه خانه را ترک کند او را وارونه از سقف آویزان می‌کرد تا برگردد. و شب‌ها در کنج اتاق، به تفنگ آماده به شلیک شوهر خیره می‌شد و نگران از اینکه مبادا تکانی بخورد و گلوله‌ای قفسهٔ سینه‌اش را بشکافد. همچنان زنانی که در این ولایت شعله‌ور شدند، تیزاب (اسید) نوشیدند یا خود را حلق‌آویز کردند تا آرام بگیرند، تا یکباره بمیرند و هر صبح و شام یوغ خشونت از موی سر تا ناخن پایشان را شخم نزند. زنان در بادغیس قربانی شدند؛ قربانی ازدواج اجباری، بد دادن، ازدواج ‌زیر سن قانونی و مبادله شدن با سگ جنگی، ملک و حتی شرط در بازی قمار.»

گفته می‌شود در این ولایت مدرسه برای دختران وجود ندارد و جامعه اجازه نمی‌دهد دختران به مدرسه‌ پسرانه بروند. به همین دلیل بی‌سوادی روزبه‌روز در این ولایت در حال گسترش است. خشونت علیه زنان در این ولایت دلایل مختلفی مثل فقر فرهنگی و فقر اقتصادی دارد. به گزارش خبرگزاری خاورمیانه،‌ در سال ۹۵ حدود ۱۲۰ مورد خشونت علیه زنان به ثبت رسیده است، خشونت‌هایی که گاه به فوت زنان منجر می‌شود. آنچه به عنوان راه‌حل نه تنها در مورد بادغیس بلکه در مورد سراسر افغانستان مورد توجه است، نفوذ مساجد است. بنابراین مسئولان امیدوارند که به وسیلۀ مساجد مردان را آگاه سازند تا هرچه بیشتر به کاهش خشونت علیه زنان در این کشور کمک کنند.

بارداری  تعیین جنسیت جنین دوران بارداری هفته شانزدهم بارداری روش نزديكي براي پسردار شدن هفته نوزدهم بارداری علائم بارداری پسر در ماه اول تغذیه در دوران بارداری تغذیه دوران بارداری ماه اول بارداری بهترین زمان بارداری ماه سوم بارداری هفته 16 بارداری هفته 19 بارداری زن حامله در خواب هفته 16 بارداری و تشخیص جنسیت جنین در سه ماهگی تغذیه دوران بارداری سه ماهه اول رابطه جنسی در بارداری مراقبت های بارداری تغذیه بارداری تعیین جنسیت در هفته نهم بارداری تغذیه در بارداری دیابت بارداری و رژیم غذایی غذاهای مفید در دوران بارداری غذاهای دوران بارداری مراقبت بارداری مراقبت های زمان بارداری اولین سونوگرافی در بارداری اولین سونوگرافی در بارداری